وب سایت های ایرانی


واکاوی حکم فقهی رقص

مدرسه اسلامی هنر
12 ماه پیش

واکاوی حکم فقهی رقص سعید قلوزی لید: برخی از فقها رقص را از مصادیق لهو دانسته و از باب لهو بودن، قائل به حرمت آن شده‌اند و برخی نیز رقص را از باب مقارنت با امور حرام یا برانگیختن شهوت، حرام می‌دانند و برخی دیگر نیز حرمت رقص را ذاتی و فی‌نفسه می‌دانند. باتوجه‌به ابهام‌هایی که در مسئله «رقص» وجود دارد، برای به‌دست‌آوردن جمع‌بندی کامل درباره مفهوم و معنای «رقص» و حکم آن، دیدگاه و ادله فقها در این مسئله را بررسی می‌کنیم. چکیده از مجموعه احکام و آموزه‌های اسلام به دست می‌آید که برخی از محرّمات، به‌عنوان اینکه مقدمه و زمینه‌ساز سایر گناهان هستند و انسان را در ورطه فساد و تباهی می‌کشانند، اهمیّت ویژه‌ای دارند. مثلاً غناء و آوازه‌خوانی مطرب، علاوه بر اینکه فی‌نفسه و به‌خودی‌خود، حرام است، چون مقدمه گناهانی نظیر ارتکاب لهوولعب، تحریک شهوت، اختلاط مردان با زنان، غافل شدن انسان از یاد خدا و… می‌شود، اهمیّت بیشتری دارد. همچنین است رقص و رقاصی که طبق نظر برخی از فقها علاوه بر اینکه فی‌نفسه حرام است، زمینه‌ساز سایر گناهان مثل تهییج شهوت، ارتکاب ملاهی، شراب‌خواری، ترویج لودگی و ولنگاری و… نیز می‌شود. امروزه با تغییر سبک زندگی و رسومات اصیل گذشته، متأسفانه در مراسم عروسی، شادی و دورهمی‌ها شاهد رقص و رقاصی به‌عنوان یک عمل مرسوم و معمول هستیم؛ غافل از اینکه رقص، منشأ و مقدمه سایر گناهان همچون لهوولعب، آوازه‌خوانی و شنیدن آهنگ‌های مطرب و مبتذل، فراموشی یاد خدا، نگاه شهوت‌آلود، برانگیختن غریزه و شهوت جنسی، برخورد و تماس جسمی با نامحرم و در نهایت ازبین‌رفتن حیا و ارتباط نامشروع و حرام می‌شود. پیامدهای منفی رقص و ابهام‌هایی که درباره آن وجود دارد ما را بر آن داشت تا این عمل قبیح را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم؛ ازاین‌رو با جست‌وجو در کتب لغت، آثار قدما و متأخرین و مطالعه و دسته‌بندی آن‌ها، ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی رقص بررسی شد. در ادامه حکم رقص از جهت حرمت نفسی و ذاتی یا حرمت عرضی و… مطرح شد و در پایان، علت حکم و دیدگاه فقها در این مسئله نقد و بررسی شد. واژگان کلیدی: رقص، رقاصی، زفن، لعب   مقدمه خداوند، انسان را موجودی هدفمند آفرید و به او امر نمود که با استعانت و یاری از پروردگارش و قدم گذاشتن در راه حقّ، به عبادت و بندگی که هدف اصلی از خلقت انسان است، بپردازد تا به کمال و سعادتمندی و مقام خلافت الهی برسد. خدای مهربان برای رسیدن بشر به این هدف مهم از هیچ کمکی دریغ نورزید و با کمال کرامت و لطف، تمام وسایل و ابزار مورد نیاز انسان را فراهم کرد؛ فطرتی عنایت کرد که خداخواه است، عقلی که چراغ راه او باشد و پیامبران و اولیایی که راهبر و راهنما هستند. گاهی در همین زندگی هدف‌مدار، میل آدمی به‌خاطر ضعف و عدم رشد معنوی، به‌آسانی تغییر جهت می‌دهد و با اعمال و حرکات ناشایست و بیهوده، مجال انحراف از هدف اصلی و کشیده شدن به بیراهه را فراهم می‌کند. ازجمله این اعمال، «رقص» است. «رقص» حرکات موزون و هماهنگی است که از شدت خوشحالی بر اساس لعب، به اعضای بدن می‌دهند و معمولاً همراه با غناء و موسیقی مطرب انجام می‌شود. «رقص» پیشینه تاریخی دارد و از دیرباز یکی از راه‌های ابراز و تخلیه احساسات فردی و اجتماعی در شادی‌های فراوان بوده است. هرچند کلمه «رقص» به‌صراحت در آیات قرآن و روایات شیعه وجود ندارد و در زمان حیات پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله بحث رقص در جامعه اسلامی مطرح نبود، اما با گذشت زمان و پس از گسترش جامعه اسلامی و رواج انحرافات، به‌تدریج رقص و رقاصی در اسلام و میان مسلمین نیز شایع شد. در دنیای امروز نیز با ورود مدرنیته و گسترش روزافزون شبکه‌های مجازی و تکنولوژی، شاهد دگرگونی بیشتر در آداب‌ورسوم، تغییر سبک زندگی و فاصله گرفتن از فرهنگ اصیل اسلامی در جشن‌ها و شادی‌ها هستیم تا آنجا که در بیشتر عروسی‌ها، رقص و رقاصی به‌شدت رواج پیدا کرده است که آثار و پیامدهای منفی و زننده‌ای به دنبال دارد. برخی از فقها رقص را از مصادیق لهو دانسته و از باب لهو بودن، قائل به حرمت آن شده‌اند و برخی نیز رقص را از باب مقارنت با امور حرام یا برانگیختن شهوت، حرام می‌دانند و برخی دیگر نیز حرمت رقص را ذاتی و فی‌نفسه می‌دانند. باتوجه‌به ابهام‌هایی که در مسئله «رقص» وجود دارد، برای به‌دست‌آوردن جمع‌بندی کامل درباره مفهوم و معنای «رقص» و حکم آن، دیدگاه و ادله فقها در این مسئله را بررسی می‌کنیم. مفهوم‌شناسی «رقص» مصدر «رَقَصَ یَرقُصُ رَقْصاً» دلالت بر جست‌وخیز و پرش، جوش‌وخروش و شور و هیجان دارد. گفته می‌شود: «رَقَّصَتِ المرأةُ ولدها ترقيصاً و أَرقصته‏: أي نزته» یعنی مادر کودکش را رقصانید. مقوّم معنا و حقیقت رقص، «لهوولعب» است و اگر حرکاتی که به اندام می‌دهند بر اساس «لهوولعب» نباشد، رقص محسوب نمی‌شود لذا گفته اند: «لا يُقَال يَرْقُصُ‏ إِلّا لِلَّاعِب‏» یعنی اگر لاعب و در حال لعب نباشد، رقص صدق نمی‌کند؛ بنابراین «رقص» حرکات موزون و هماهنگی است که بر اساس لهوولعب، به اعضای بدن می‌دهند. کلمه «رقص» به‌صراحت در آیات قرآن و روایات شیعه وجود ندارد و فقهای شیعه در کتب خود کمتر به بررسی مسئله «رقص» و مسائل مرتبط با آن پرداخته اند. در کتب قدما مسئله «رقص» و احکام و مسائل مرتبط با آن مستقلاً بیان نشده و اصلاً متعرّض آن نشده اند بلکه در ضمن موضوعات دیگر، اسم رقص ذکر شده است. در رساله عملیه فقهای متأخر مسئله «رقص» و حکم آن مطرح شده و به سؤالات پیرامون آن پاسخ داده اند، لکن برای اثبات حرمت آن استدلالی دیده نمی‌شود و گویا حرمت آن را واضح و از بدیهیاتی دانسته اند که نیاز به تبیین و استدلال ندارد. از مجموع سخنان قدما و متأخرین، به طور کلی سه دیدگاه در مورد حکم فقهی «رقص» برداشت می‌شود: دیدگاه اول: حرمت به‌خاطر لهو بودن ابن ادریس رحمه‌الله در شمارش مکاسب حرام، «رقص» را جزو آلات لهو که کاسبی با آنها همیشه ممنوع و حرام است، معرفی می‌کند و می‌گوید: «مکاسب بر سه قسم است: 1 ـ کسب‌هایی که همیشه حرام و ممنوع است 2 ـ کسب‌های مکروه 3 ـ کسب‌هایی که همیشه مباح هستند؛ اما کسب‌هایی که همیشه حرام و ممنوع است عبارت‌اند از: هر