دلیل گرایش به رقص چیست؟ فاطمه ترزفان لید: ارائه راهکارهای نشاطآور مانند دغدغه کمک به همنوع، تشکیل گروههای همسال تفریح سالم در مراوده با افرادی که از سوی جوانان مورد پسند هستند و در عین آشنائی با دین و سیره پیامبر (ص) با ابزارهای نوین ارتباطگیری با جوانان و نوجوانان و نحوه اثرگذاری مسلط باشند که بتوانند در همین گروههای همسال به شادی و تفریح هدفمند پرداخته شود از انتخابهای صحیح برای شادی سالم و هدفدار است. اشاره: در کنار بررسی حکم فقهی رقص، باید از این نکته سخن گفت که اساساً چرا برخی از افراد جامعه به رقص پرداخته و این عمل را انجام میدهند. به دیگر سخن، رقص چه جذابیتی را برای ایشان ایجاد کرده و چه خلأی را پر میکند که افراد به انجام آن مبادرت میورزند. فاطمه ترزفان، خبرنگار پیشکسوت و فعال اجتماعی خراسان، در این یادداشت، به واکاوی این مهم و ابعاد اجتماعی رقص بهعنوان مصداقی از شادی پرداخته است. در سالهای اخیر با ورود مدرنیته و گسترش روزافزون شبکههای مجازی، مدلهای جدیدی از شادی و ابراز محبت و عشق در بین نوجوانان و جوانان و به دنبال آن خانوادهها و حتی بزرگسالان شکل گرفته است که پیامدهای این شیوههای نوین گاه آسیبهای اجتماعی جدی را به دنبال دارد. از آن جمله میتوان به برگزاری مراسمات و مهمانیهایی اشاره کرد که همراه با رقص، آواز و موسیقیهای مبتذل است و رشد قارچگونه این شیوههای جدید در پیکره آداب و رسوم و مناسبات اجتماعی در واقع زنگ خطری است که سبب ترویج لودگی و ولنگاریهای اجتماعی در سطحی میشود که نمیتوان آن را کنترل و یا حتی مانعی برای آن شد. آیا جامعه از فقر شادی و نشاط رنج میبرد؟ از جمله دلایلی که میتوان درباره رویآوردن جوانان به شادیهای مصنوعی مانند رقص، آواز و موسیقیهای مبتذل در دوران معاصر اشاره کرد در واقع تنهائی و گوشهگیری و عزلت آنان در درون خانواده است. زندگی ماشینی به نام تکنولوژی بسیاری از آداب و رسوم قدیمی و درعینحال شادیانگیز و بانشاط ایرانیان را از یادها برده است؛ حتی میتوان ادعا کرد که آنها را نابود ساخته است. از دوران کودکیام یادم است که همه خانواده پدری و مادری در یک محله ساکن بودند و هر هفته دورهمیها و شبنشینیهایی با حضور بزرگترها و اعضای فامیل در منزل یکی از اقوام برپا بود که بهانه این نشستها، گاه جلسات مذهبی و گاه تماشای یک فیلم و یا فراهمسازی مقدمات عروسی و یا عزای درون فامیلی بود. در این دورهمیها، خردسالان، بانوان، مردان، پدربزرگ و مادربزرگها هر کدام به سهم خودشان برای شروع هفته نو انرژی کسب میکردند و این نزدیکی اعضای فامیل لبخند و شادی حقیقی را برای جمع به ارمغان داشت. آنچه امروز از آن دوران در ذهنم باقی مانده است خاطرات شیرین کودکی و دست نوازش پدربزرگ و مادربزرگ و عمو و بازیهای کودکانه است. شادی در گذشته متأسفانه، در شرایط فعلی برای نسل نو در این منازل آپارتمانی، دیگر جایی برای بازیهای کودکانه و دورهمیهای فامیلی نمانده است و یا بهانه مشکلات اقتصادی، سدّی در برابر همه تبادلات عاطفی درون فامیلی است. به همین دلیل با کوچکترین جرقهای از نماد شادی و عشق، ما شاهد دگرگونی در فرهنگ خودی شدهایم که نهتنها دستاوردی برای ما نداشته است بلکه گاه آنچنان سبب ابتذال و سقوط جوانان میشود که مسیر تباهی را بهجای رشد و موفقیت انتخاب میکنند. امروز بهجای بازیهایی مانند هفتسنگ، لیلی و گلیاپوچ و… اکثر افراد سر در گوشی موبایل دارند و بازیهای موبایلی را انتخاب کردهاند که این انتخاب نادرست نیز مشکل دیگری است که سبب ترویج انزوا و گوشهگیری افراد و بعضاً فرار از دورهمیهای و جمعها میشود که آسیبزا است. آیا رقص و آواز تنها راه شادی است؟ پیامدهایی منفی این شادیهای مصنوعی ما را بر آن داشت که با نگاهی به نظر اسلام درباره رقص و شادی و سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) به کنکاشی نو از دریچهای دیگر در دوران معاصر نسبت به این پدیده درحالرشد داشته باشیم تا دلایل این انتخاب اجتماعی قبیح بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد. پیامبر (ص) ضمن حدیثی فرمودهاند: «… العَیْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَرُ…» مسلم است که حرکات زن و پسر رقصنده در هنگام رقص باعث تحریک غرایز شهوانی گردیده تماشاکننده را اغوا میکند و بر فساد میکشاند. در واقع آنچه سبب نکوهش رقص شده است، پیامدهای زشت و زننده بعد از آن است که رقص مقدمه این اعمال میشود وگرنه رقصهای بومی ایرانیان در جشنهای عروسی و مراسمات شادی با چارچوب بوده است که بدون استفاده از وسایل لهوولعب زمینهای برای فساد ایجاد نکردهاند. همچنان از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) حدیثی به روایت ابی هریره منقول است که ایشان زنهای رقصندهای را که با لباسهای نازک وجود خود را برای مردم ظاهر ساخته و نمایش میدهند، مویهای سر خود را به اشکال برانگیزنده و جالبی و درمیآورند و با رقصیدن و نمایش حرکات موزون، نظر جوانان را به خود جلب مینمایند و وسیلۀ اغوایشان میگردند و از این طریق جامعه را به فساد میکشانند، به عذاب خداوند وعده دادند و از اهل دوزخ معرفی داشتهاند، چنانچه فرمودهاند: «صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا قَوْمٌ مَعَهُمْ سِیَاطٌ کَأَذْنَابِ الْبَقَرِ یَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ وَنِسَاءٌ کَاسِیَاتٌ عَارِیَاتٌ مُمِیلاَتٌ مَائِلاَتٌ رُءُوسُهُنَّ کَأَسْنِمَةِ الْبُخْتِ الْمَائِلَةِ لاَ یَدْخُلْنَ الْجَنَّةَ وَلاَ یَجِدْنَ رِیحَهَا وَإِنَّ رِیحَهَا لَیُوجَدُ مِنْ مَسِیرَةِ کَذَا وَکَذَا». ابتذال یا متوسل شدن به تحریک شهوت بدون چارهاندیشی برای پاسخ دربارۀ کارهای غیرمطلوب که فایدهای را در بر نداشته باشد، پیامبر (ص) با این فرمایش ما را برحذر میدارند: «مِنْ حُسْنِ إسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْکُهُ مَا لَا یَعْنِیهِ». از جمله دلایلی که سبب نهی شدن رقص از سوی پیامبر (ص) شده است این است که در واقع انسان موجودی هدفمند آفریده شده است و بهرهمندی او از عقل و احساس که بهوسیله کتاب و رُسُل به سمت هدایت است در جهت داشتن همین زندگی هدفمدار است که گاه حرکات و اعمال ناشایست و بدون سود و منفعت سبب تغییر جهت او از مسیر درست برای تعالی است و بیهوده زیستن در همه ادیان الهی نهی شده است؛ از طرفی نیاز جنسی بهعنوان یک موضوع فطری در وجود آدمی است و نمیتوان منکر آن شد. البته پاسخگویی و برآوردن این نیاز و در نهایت کنترل آن به شکل مطلوب