وب سایت های ایرانی


هنرمندان صرفاً از حقوق مادی خود آگاه هستند، نه حقوق معنوی

مدرسه اسلامی هنر
7 ماه پیش

دکتر حمیدرضا شش‌جوانی، عضو پیوسته انجمن جهانی اقتصاد فرهنگ: هنرمندان صرفاً از حقوق مادی خود آگاه هستند، نه حقوق معنوی لید: هنرمندان حقوق معنوی خود را نمی‌شناسد؛ مثلاً اگر اثری فروخته شود و هنرمند هم بنویسد و امضا کند که تمامی حقوق مادی و معنوی خود را واگذار کرده است؛ باید گفت هنرمند حقوق معنوی را نمی‌تواند واگذار کند حتی اگر نوشته و امضا کرده باشد، شخص خریدار نمی‌تواند امضا هنرمند را از روی اثر بردارد و امضای خود را بگذارد. هر نوع دخل‌وتصرف در اثر می‌تواند ۶ ماه تا دو سال زندان در پی داشته باشد. که نمونه‌های عینی آن هم دیده شده است، اما چون هنرمندان از حقوق خود آگاه نیستند آن را پیگیری نمی‌کنند. و زمانی که به هنرمند بگوییم که می‌تواند شکایت کند با دو مسئله روبرو هستیم یکی این‌که او به پول نزدیک می‌شود و فکر می‌کند برای شهرت هنری‌اش خوب نیست و از طرف دیگر اگر هنرمند علیه یکی از بازی‌گردان‌های اصلی هنر شکایت کند قطعاً از بازی کنار خواهد رفت. اشاره: در حوزه پیچیده اقتصاد هنر، مسائلی چون حق کپی‌رایت و حقوق مالکیت معنوی همواره از زمره موارد چالش برانگیزی بوده‌اند که برای تعریف و تثبیت آن تا کنون تلاش‌های زیادی صورت گرفته است، در سال‌های اخیر نیز با تغییراتی که در حوزه بازار هنر در ایران به وجود آمده اهمیت رسیدگی به این مسئله بیش‌ازپیش هویدا شده است. کارشناسان ساتبیز برای ارزش‌گذاری آثار هنری عوامل دیگری را نیز در نظر می‌گیرند از جمله اصالت اثر. به گفتة آن‌ها اصالت درواقع روح یک اثر است. همچنین آن‌ها از مستندی به نام «کاتالوگ رزونه» بهره می‌گیرند تا مطمئن شوند اثر اصیل و قابل استناد است. مطلب پیش رو، ماحصل مصاحبه‌ایست میان دکتر حمیدرضا شش‌جوانی دانش‌آموخته اقتصاد هنر از هلند و عضوِ پیوستة انجمن جهانی اقتصاد فرهنگ و دکتر جاوید رمضانی، منتقد هنری، مدرس دانشگاه و متخصص مرمت و حفاظت آثار هنری. اهمیت ایجاد نهاد قانونی، در کشوری مانند ایران برای پیشبرد اقتصاد هنر چیست؟ اگر می‌خواهیم بازار هنر رونق بگیرد و پیشران اقتصاد هنر باشد باید نهاد قانونی درست کنیم. نهاد قانونی از سال ۴۸ در کشور با قانون حقوق مؤلفین وجود داشته، اما هنرمندان به‌صورت عام از آن بهره نگرفته‌اند چون نسبت به این موضوع آگاه نیستند. در این زمینه با چند چالش اصلی مواجهیم، یکی مسئله پول و اقتصاد هنر است؛ چرا که هنرمندان دوست ندارند به‌عنوان کسی که به پول متصل است شناخته شوند؛ بنابراین تاحدامکان از این فضا دوری می‌کنند، درحالی‌که هسته اصلی کپی‌رایت، پول است. به‌طورکلی هنرمندان اگر دانشی نیز درباره حقوقشان دارند عمدتاً دررابطه‌با حقوق مادی اثر است. به طور مثال اگر راجع به حق نمایش بپرسیم اکثرا می‌دانند که به دریافت پول بابت نمایش اثر گفته می‌شود، یا حق تعقیب، پولی است که هنرمند برای فروش مجدد اثرش می‌گیرد. اما هنرمندان حقوق معنوی خود را نمی‌شناسد؛ مثلاً اگر اثری فروخته شود و هنرمند هم بنویسد و امضا کند که تمامی حقوق مادی و معنوی خود را واگذار کرده است؛ باید گفت هنرمند حقوق معنوی را نمی‌تواند واگذار کند حتی اگر نوشته و امضا کرده باشد، شخص خریدار نمی‌تواند امضا هنرمند را از روی اثر بردارد و امضای خود را بگذارد. هر نوع دخل‌وتصرف در اثر می‌تواند ۶ ماه تا دو سال زندان در پی داشته باشد. که نمونه‌های عینی آن هم دیده شده است، اما چون هنرمندان از حقوق خود آگاه نیستند آن را پیگیری نمی‌کنند. و زمانی که به هنرمند بگوییم که می‌تواند شکایت کند با دو مسئله روبرو هستیم یکی این‌که او به پول نزدیک می‌شود و فکر می‌کند برای شهرت هنری‌اش خوب نیست و از طرف دیگر اگر هنرمند علیه یکی از بازی‌گردان‌های اصلی هنر شکایت کند قطعاً از بازی کنار خواهد رفت. حاصل آنکه هنرمندان عملاً می‌ترسند که شکایت کنند. اولین چالش در شکایت این است که هنرمندان زبان حقوق را نمی‌دانند. حقوق زبان حامی خود را دارد مثلاً برای ما کلمة فضولی یک معنی دارد اما در متون حقوقی معنی کاملاً متفاوتی از آنچه ما استفاده می‌کنیم دارد. موضوع حقوق هنری در مورد ایده و چالش‌های آن را چطور می‌بینید؟ نکته مهم اینجاست که هنر باید مجسم شده باشد تا قانون از آن پشتیبانی کند. کسی نمی‌تواند شکایت کند که دیگری ایده من را دزدیده؛ چون ایده صاحب حق نیست. ایده حق مالکیت ندارد. از نظر عرفی ممکن است که شخصی ایدة دیگری را بدزدد اما از نظر قانونی این مورد قبول نیست. این فرایندی طولانی است، به همین دلیل هنرمند با خود فکر می‌کند به‌جای پیگیری می‌تواند همان زمان را برای تولید آثار جدید بگذارد. چالش‌های پیرامون قانون کپی‌رایت چیست؟ به‌طورکلی هنرمندان علاقه ندارند وارد فضاهای قضایی شوند. مسئلة دیگر این است که وکیل در دانشگاه به‌طور کامل و صحیح دربارة حقوق هنری آموزش ندیده است و نمی‌تواند پول خوبی از این‌گونه پرونده‌ها به دست آورد. وقتی دعوی یک زمین سود مالی بیشتری برای او دارد چرا پیگیری پرونده‌های هنری را انجام دهد؟ وکیل تخصصی نیز در این زمینه وجود ندارد. البته دو مجموعه وکالتی به‌تازگی در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده‌اند. همچنین قاضی متخصصی در این زمینه نداریم و فقط یک دادسرا ایجاد شده که همان‌طور که می‌دانید دادسرا محل ارائه دعوای کیفری است نه دعوای حقوقی. حقوق مالکیت در کشور ما به‌گونه‌ای نوشته شده که شخص باید به دادسرا مراجعه کند. همچنین در ایران بر اساس قانون اساسی ما باید قوانین کشور را با شرع مطابقت بدهیم و بر مبنای آن تصمیم بگیریم. در زمینه قوانین هنری، بسیاری از قضات معتقدند که این با شرع مطابقت ندارد. علت آن به زمانی بر می‌گردد که از امام خمینی (ره) درباره این سؤال شد که اگر کسی کتابی را که من نوشته‌ام بدون اجازه من کپی کند، به لحاظ شرعی جرمی مرتکب شده یا خیر؟ ایشان فرمودند که این جرم ثبوت شرعی ندارد. در زمان وزارت آقای لاریجانی در وزارت ارشاد، دوباره این درگیری‌ها پیش آمد، چون یکی از نقض‌کننده‌های حق کپی‌رایت در کشور، صداوسیما و وزارت ارشاد هستند. پس از استفتا از علما، غیر از دو نفر، بقیه حق کپی‌رایت را شرعی دانسته‌اند. بااین‌حال به قضات که می‌رسیم یک منع درونی نیز برای اجرای این قانون وجود دارد. در اساس، ما در خود قانون مسئلة چندانی نداریم